متن های عارفانه
به نام خدا مجنون با انگشت روی خاک می نوشت: لیلی،لیلی،لیلی. پرسیدند چه میکنی؟ گفت:چون میسر نیست مرا کام ا.،عشق بازی میکنم با نام او وخدایی که میدانم بیش از هرچیز مرا دوست می دارد به نام خدا سلام دوستای عزیزم واسه خواهرم دعا کنین بعد ۵ماه ای دکترای مثلا به قول خودشون دکترتشخیص دادن از قلبشه شنبه قراره بره بیمارستان تورو خدا دعا کنین
نوشته شده در دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391ساعت
5:3 PM توسط مائده|
نوشته شده در چهارشنبه هفدهم اسفند 1390ساعت
12:2 PM توسط مائده|
![]()
نوشته شده در چهارشنبه سوم اسفند 1390ساعت
1:3 PM توسط مائده|
| Design By : Pichak |


